آغاز بکار سامانه پیام گیر تارنمای دیار من طی ماه آینده - - - - - لطفا با نظرات خود در آبادانی گوراب همراه باشید دیار من

دیار من
گورو وقتی یادم میا از کلاوجین - سال پنجم 
چند سالی است برخی دوستان خلاف آنچه در گوراب رسم بوده در شب جمعه پایانی سال مراسم

خیرات و مجمعه بران را برگزار می کنند.

آنچه از گذشته و قدما بر جای مانده آن بوده و هست که در روز و شب پایانی سال در گوراب همه جمع

می شدند و با در هم آمیختن خیرات به یکدیگر یاد آور می شدند که « ز یک پیکرند».

تمام زیبایی و شکوه مراسم به حضور یکایک شماست، این زیبایی را از این رسم دیرینه نگیریم و با تنبلی و

گاهی کم اهمیت انگاشتن این رسوم را از بین نبریم.

یادمان باشد گذشتگان این رسوم را در صحت کامل به ما رسانده اند، نکند ما برای نسل بعد کوتاهی کنیم.


برچسب‌ها: رسوم
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 14:28 ] [ امیر... ]
یکی از آیـینهای کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که ایرانیان به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند.
بنابر سالنمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی مانده سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک (در زبان و تقویم مازندرانی ) یا بهیزک ( در روزشمار زردشتیان ) گویند.
ابوریحان درباره پنجه می نویسد : « ... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را " پنجی " و " اندرگاه " گویند. سپس این نام تعریب شده و " اندرجاه " گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود ....»
این پنج روز را که همزمان با یکی از شش " گهنبار " است، جشن می گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد، برگزار می شد.

در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد: ... و در این پنج روز خورش نهند، روانهای مردگان را و همی گویند که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس: خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.

یکی از صورتهای برجا مانده این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاهها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.

احترام مردگان، گویای نوعی تعادل در زندگی است و پیام آن این است که شادی و غم در کنار هم قرار دارند و در اوج شادی نباید از اندوه و جدایی و ترک دنیا و متعلقات آن غافل بود. پس از تحویل سال هم، ایرانیان به پاس احترام به مردگان و بازماندگان آنها، ابتدا به خانه کسی میروند که تازگی عزیزی را از دست داده است.

بعضی افراد در انتهای سال جاری یا اولین لحظات سال جدید به زیارت امامزاده ها یا قبور  میروند و سعی میکنند لحظه تحویل سال را در آن مکان مقدس سپری کنند. عقیده خیلی ها بر این است که شروع سال در معیت یک امام یا امامزاده، گره از کارها میگشاید و زمینه های کسب سعادت و مکنت را فراهم می آورد.

به طور کلی تکریم مردگان، اهل قبور و زیارت قبور ائمه، وجه دینی و مذهبی هویت را نشان میدهد و حاکی از این است که بین شادی و غم و نیز میان زندگی و مرگ پیوندی برقرار است و شناخت این پیوند هنگامی دست میدهد که سال جدید با ذکر نیکی و بسط عمل صالح، شروع شده و خاتمه پذیرد.

جالب است بدانید طبق یک نظرسنجی رسمی تنها 48% مردم تهران پنجشنبه آخر سال را برای این

رسم قدیمی انتخاب می کنند و بیش از 60% روز پایانی سال را، در گوراب این مراسم همواره در

آخرین روز سال برگزار میگردد. طی این مراسم همه اهالی آنچه برای خیرات اهل قبور فراهم نموده اند

را در سینی های بزرگ در هم می آمیزند و بین تمامی اهالی تقسیم میشود که شاید این کار نشانگر این

باشد که تمامی عزیزانی که در آن خاک خفته اند عزیزان ما نیــــز می باشند؛

که به واقع چونین است...


برچسب‌ها: آداب و رسوم, گوراب, مراسمهای نوروزی
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 18:0 ] [ امیر... ]
یادمان باشد ما ارنگه ایها (بخصوص گورابی ها یادشون باشه) از سالها پیش رسم بر این داشته ایم

که در روز پایانی سال بر سر مزار در گذشتگان حاضر میشویم، نه در شب جمعه آخر سال!

یادمان باشد، به رسم پدرانمان این روز و این رسم را همچنان زنده نگهداریم.

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 2:52 ] [ امیر... ]
شب یلدا نزدیک است...

شبی پر از خاطرات قشنگ...

بیاد همه شبهای قشنگ یلدایی که در سالهای پیش داشتیم،

یلدای نود را هم گرامی میداریم...

شب یلدا خجسته باد.

[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 16:10 ] [ امیر... ]

در هر کجای ایران که بری روزهای تاسوعا و عاشورا برای خودش حال و هوای خاصی داره،

میخوام یکمی از مراسم محرم در گوراب براتون بگم.

در گوراب روزهای عاشورا و تاسوعا جدا از یک مراسم عزاداری،

فرصتی هست برای دیدار همه اهالی با هم، قوم و خویشهایی که بخاطر مسائل روزمره و

مشغله های کاری کمتر پیش میاد دور هم جمع بشن. کمتر کسی رو میبینی که از شب تاسوعا

نیاد گوراب، اگر هم نیاد همه پی گیر میشن چرا نیامده!

در سه شب و سه روزی که همه دور هم جمع هستند، بساط غذاهای نذری هم براهه. هر کسی

بنا به نذرش شربت، شیر،آش  و ...

در بین مردم پخش میکنه، قربونی کردن گوسفند جلوی پای گروه عزادار هم یکی دیگه از نذرهاست.

در صبح روز تاسوعا چندتا بزرگ تر میان و گروه عزادار رو آماده حرکت بسمت روستای ابهرک

می کنند و بعد از ظهر همان روز هم بسمت ارنگه میرویم، البته ناگفته نماند که گروه عزادار پیش

از حرکت با اشعاری تازه از آقای حسن ظهوری آماده رفتن میشه

میرسیم به شب عاشورا و شعر خاطره انگیزی که مخصوص و ویژه گوراب هستنش، با هم چند بیتی

رو میخونیم

در شب عاشورا دیدم یک زن تنها خمیده قامت

خاک زمین می بوسد ، هر دم با خود میگوید فخر امامت

حسین جان، پسر جان ، قربان جانت

ای مونس مادر یابم تسلی از صوت قرآنت

فردا چه سازد زینبم در این صحرا با یتیمانت

حسین جان، پسر جان ، قربان جانت

ای بی وفا دنیا با فرزند زهرا کردی عداوت

امشب حسین من بر خواهرش زینب باشد مهمانت

حسین جان ، پسر جان، قربان جانت

...

این شعر رو همه تو ده حفظ اند، مثل سرود ملی می مونه!

به رسم احترام به امامزاده شاهزاده حسین و در صبح روز عاشورا از روستای ابهرک به گوراب

می آیند تا در این روز در کنار نواده امام حسین و فرزند موسی ابن جعفر عزاداری کنند و پس از آنهم

ارنگه ای ها می آیند.

شام غریبان هم از غروب آفتاب عاشورا شروع میشود،

بچه ها شروع کننده ی این مراسم هستند هر کدام شمع بدست بر روی مزار در گذشتگان شمعی روشن

می کنند. بعد هم بزرگتر ها میان و ...

به یاد همه اونهایی که دیگه تو این جمع نیستند...

شام غریبان خیلی سخته بخصوص اگه برای اولین بار بابا پیشت نباشه.......

[ جمعه نوزدهم آذر 1389 ] [ 2:22 ] [ امیر... ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

روستای گوراب(ارنگه) ، روستایست تماشایی واقع در کیلومتر 18 جاده چالوس.
این تارنما بصورت کاملا شخصی اداره می شود و تمامی مطالب آن توسط نگارنده
تنظیم و منتشر می شود.
نویسنده:
امیر جعفری ارنگه
امکانات وب
تاریخ راه اندازی تارنما : 1388.12.8